عاشقم ولی تنهام

امروز دلم می خواد بمیرم

دلم می خواد زمین دهن باز کنه و من رو برای همیشه تموم کنه.

دلم می خواد زلزله بیاد و این سقف رو سر من خراب بشه.

دلم می خواد تصادف کنم و بمیرم.

دلم می خواد فقط دیگه نبینم.

دلم می خواد بمیرم.

دلم می خواد بمیرم

دستای سرد مرگ و

یه بار تو دست بگیرم

دلم می خواد فنا شم

برای غصه و درد

دلم می خواد دوا شم

دلم می خواد بمیرم

ساده بگم اسیرم

به زیر زنجیر غم

به قفل غصه گیرم

دلم می خواد بمیرم

عشق تو کرده پیرم

از ابتدای بودن

از زندگی من سیرم

دلم می خواد رها شم

یه بغض بیصدا شم

تو بین نا مردمان

خدای عاشقا شم

من از تبار دردم

از ابرهای سیاهم

دلم میخواد ببارم

دلم می خواد بمیرم

من از قوم عاشقی

تیره ی دلدادگی

از دست پست دوره

دلم می خواد بمیرم

من از راه درازی

تو سینه دارم رازی

راز من اینه بگم

دلم می خواد بمیرم

من از آفاق مشرق

از غصه کرده ام دق

بسه دیگه صبوری

دلم می خواد بمیرم..

ادامه نوشته

روزگار......

دو تا عاشق بودن  پسره دنیای دختره بود و دختره هم دنیای پسره.

روزگار چرخید یه روز دنیا باهاشون بود و یه روزم ضد اونا. یه روز پسره خسته میشد و

دختر به پاش وا میستاد یه روزم بر عکس.

یه روزی خدا یکی از فرشته هاشو فرستاد سراغ دختره فرشته به اون دختره گفت:

خدا به همه آدما یه دنیا داده اما تو دو تا دنیا داری باید یکیشو فدای اون یکی کنی و

یکیشو برای خودت انتخاب کنی.

دختر به فکر فرو رفت. فکر کرد و فکر کرد تا اینکه تصمیمشو گرفت.

تصمیم گرفت پسره رو ول کنه تا بتونه به بقیه اهدافش تو زندگی برسه چون با بودن

پسره تمام فکر و ذهنش به اون معطوف می شد.

رفت تا به زندگیش و دنیایی که انتخاب کرده  برسه.

اما پسره فقط یه دنیا داشت اونم دختره بود که با رفتن دختره دنیاشم به پایان رسید.

و .............................. الی آخر آخری که تهش تاریکه و نامعلوم

تقديم به عشقم......

این عشقی که به من بخشیدی برای همیشه زنده خواهد ماند تو همیشه آنجا هستی ،هنگامیکه فرو افتم ضعف مرا می ستانی و به من نیرو وقدرت می بخشی و برای همیشه دوستت خواهم داشت و در کنارت می مانم همچو فانوسی در تاریکترین شبها بالهایی خواهم بود، که در طول پرواز یاری ات خواهم کرد و در طوفان سر کش ،سر پناهی برای تو خواهم بود ...

آسمون منو تو یه مدته سیاه شده گفتن دوست دارم كم شده كیمیا شده اون غروری كه گذاشته بودیمش یه جای دنج اومده باز توی قلب من وتو خدا شده اون حسادت هایی كه اول طعم عاشقی رو داشت حالا انگار ارزشش قد یه ادعا شده اون دسا كه داده بودیم توی رویامون به هم تقصیر كیه نمی دونم ولی رها شده ما قرار نبود مثل بقیه زندگی كنیم چرا حرف هامون مث تموم آدما شده گنبد عشق منو تو ضریحاش طلایی بود طلا ها ریخته و جنس گنبدا بلا شده ما رو چشمون زدن ما كه با هم بد نبودیم ما چه تقصیری داری

بیا با من دلم تنها ترین است/ نگاهت در دلم شور آفرین است/ مرا مستی دهد جام لبانت/ شراب بوسه ات گیرا ترین است/ ز یك دیدار پی بردی به حالم/ عجب درمن نگاهت نكته بین است/ سخن از عشق ومستی گوی با من/ سخن هایت برایم دلنشین است/ مرا در شعله ی عشقت بسوزان/ كه رسم دوستداریها همین است/ نشان عشق را در چشم تو خواندم/ دلم چون كویی آیینه بین است/ به من لطف گل مهتاب دادی/ تنت با عطر گلها همنشین است/ دوست را هم تو باش آغاز وپایان/ كه عشق اولی وآخرینست

 ای كاش كودك بودم ،تا بزرگ ترین شیطنت زندگیم نقاشی روی دیوار بود. ای كاش كودك بودم ، تا از ته دل می خندیدم، نه اینكه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم. ای كاش كودك بودم ، تا در اوج ناراحتی و درد با یك بوسه تو، همه چیز را فراموش می كردم

 عشق افسانه نیست آنكه عشق آفرید دیوانه نیست عشق آن نیست كه در كنارش باشی عشق آن است كه به یادش باشی

با سیم ناز مژهات یه عمر گیتار میزنم/نگاهتو كوك نكنی من خودمو دار میزنم/چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن/دست خودم نیست دلمو به درو دیوار میزنم

 آغوش پاركینگی است كه جریمه ندارد . . . . بوسه تصادفی است كه خسارت ندارد . . . . . . . . چیه دنبالم راه افتادی؟

 

پروردگارا

 یارییم کن که آنچه را دانسته یا ندانسته می شکنم

 

دل

 

نباشد

دختری از پسری پرسید : آیا من نیز چون ماه زیبایم ؟
پسر گفت : نه ،
نیستی
دختر با نگاهی مضطرب پرسید : آیا حاضری تکه ای از قلبت
را تا ابد به
من بدهی ؟
پسر خندید و گفت : نه ، نمیدهم
دختر با گریه پرسید : آیا
در هنگام جدایی گریه خواهی کرد ؟
پسر دوباره گفت : نه ، نمیکنم
دختر
با دلی شکسته از جا بلند شد در حالی که قطره های
الماس اشک چشمانش را
نوازش
میکرد ، پسر اما دست دختر را گرفت ، در چشمانش خیره شد
و گفت
:
تو به انداره ی ماه زیبا نیستی بلکه بسیار زیباتر از آن هستی
من
تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه ای کوچک از
آن را
و اگر از من
جدا شوی من گریه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد !!!


نازنینم M ..............

 

زندانی بی گناهم

               در انفرادی قلب

بی احتیاج به آزادی

      كه در خانه ی خود

              آزادترینم

و بی تو ....

            زندانی ترین زندانی